السيد عبد الكريم الموسوي الاردبيلي
38
ره توشه نوجوانان (فارسى)
تمام خدا را مىخوانند ، ولى وقتى خدا آنها را نجات داد و به ساحل رسيدند دوباره مشرك مىگردند » « 1 » . خلاصهء سخن اين كه ذره ذره اجزاء جهان با زبان حال فرياد مىزنند كه ما را خالقى است ، ولى لحظهاى انديشه و تفكر مىخواهد تا پيام آنها گرفته شود : آفرينش همه تنبيه خداوند دل است * دل ندارد كه ندارد به خداوند اقرار اين همه نقش عجب بر در و ديوار وجود * هر كه فكرت نكند نقش بود بر ديوار « 2 » اما آنان كه به خاطر غرق شدن در دنيا پردهء غفلت وجدان و فطرتشان را پوشانده ، از شنيدن اين پيامها محروم خواهند بود : كى رفتهاى ز دل كه تمنا كنم تو را * كى بودهاى نهفته كه پيدا كنم تو را غيبت نكردهاى كه شوم طالب حضور * پنهان نبودهاى كه هويدا كنم تو را با صد هزار جلوه برون آمدى كه من * با صد هزار ديده تماشا كنم تو را « 3 »
--> ( 1 ) - سورهء عنكبوت ( 29 ) : آيهء 65 ( 2 ) - سعدى ، كليات مواعظ ، قصايد فارسى ، در وصف بهار ( 3 ) - فروغى بسطامى ، ديوان اشعار